در بین همه ی دوستانش جثه ی کوچک تری داشت.
سنش هم از همه ی رفقای خاکی اش کمتر بود.
اکثر عملیات های خاکی را لبیک گفته بود.
عملیات والفجر8-رمضان-محرم-فدس 5-والفجر4-خیبر و نهایتا عملیات خلیج فارس که برای همیشه رفت...
همیشه به عشق خواهر و برادر کوچک ترش از جبهه می آمد.
خیلی کم به خانه می آمد6 ماه ی یک بار از جبهه می آمد آن هم شب.
شب می آمد تا کسی در محل نبیندش و به او سلام کند و به به و چه چه کند برایش!!
فدای بی ریایی ات!!
فدای کوچک نفسی ات که موقع استراحت دوستانت پوتین هایشان را واکس می زدی..
.
.
.
مجید جان نیستی ببینی این روزها چه بسر همرزمان عملیات هایت درآمده...نیستی و ببینی که جو پشت میز نشستن چه بسر دل های خاکیشان درآورده.
***ادامه ی پاره نوشته های نوکر شهدارو ببینید***
دعوتید به......ما را در سایت دعوتید به... دنبال میکنید
برچسب: منتظراست,
نویسنده:
بازدید: 36